تبليغاتX
درد دل یه ... - حالا هی بگو افکار فمینیستی نداشته باش


درد دل یه ...

امروز اونقدر بچه ها وسوسم کردندن که برم خونه و نمونم اخر هفته رو خوابگاه که نتونستم رو تصمیمم بمونم و با زهرا راهی خونه شدم .زهرا یکی از بهترین دوستایی که تا حالا داشتم و از همون ترم 1 دوستیش بهم ثابت کرده یکی از معدود دخترایی که هیچی تو دلش نیست و سادگی و صداقت از سرو روش میباره .از همون اول که نشستیم تو سرویس دانشگاه که بریم ترمینال مثل همیشه از هر دری که تونستیم گفتیم و سر خودمون بند کردیم .

تو این حرف زدنا و چرت و پرت گفتنا از مشکل یکی از دخترای کلاس برام گفت که با اینکه خودم تایه جاهایی در جریانش بودم اما با شنیدنش یکه خوردم و رفتم تو اون فازای جوش اوردن و و تاسف خوردن و ..

این دخترک کلاس ما سال قبل ازدواج کرد .از همون اول ترم که با شوهرش تو ماشین دیدمش و کنارش نشستم و شروع کردیم به حرف زدن و وسطای حرفامون ازم در مورد اینکه اگه بخواد دوباره کنکور بده (بعد از 6ترم درس خوندن)و اینکه باید انصراف بده یا نه و این چیزا  سوال کردو وقتی دلیل پرسیدم خستگی از پرستاری و نارضایتی از رشتمون و این حرفا که روزی صد هزار بار از خودم گرفته تا اطرافیانم می شنوم بهونه کرد و گفت جدی نگرفتم تا اینکه امروز فهمیدم که شوهرش بهش گفته که من نمی خوام خانمم پرستار باشه و صبح و ظهر و شب خونه نباشه!من میخوام که زنم پیش بچه هام باشه!اگه تو دکتر بودی این نبودنا مهم نبود و اشکالی نداشت ولی الان که این رشته ای ...

خیلی متاسف شدم از شنیدن این حرف. واقعا یه ادم یه مرد چراباید این جور فکر کنه .جطور میتونه اینقدر خودخواه باشه که فقط خودشو ببینه و این همه تلاش که دختر تو زندگیش تو رشته ش حالا هر رشته ای که می خواد باشه .4 سال درس خوندن درسایی که خداییش کمی از پزشکی نداره .کار اموزیایی  که خداییش راحت نمی گیرن توش به دانشجو.

کاری به حرف این اقا ندارم هر جایی که فکرش کنی تو هر زمینه ای تو هر شهری تو هر اداب و رسومی تو هر فرهنگی که بری همین وضعه .از همین ایران خودمون بگیر تا اون امریکاش . من زن چرا باید اینقدر تاوان زن بودنم بدم .چرا اینقدر باید تاوان جنسیتم بدم .چرا خودمون هیچ وقت نخواستیم کاری برا خودمون کنیم ؟ شاید بشه گفت زن زاده فرهنگ غرب وضعش از من ایرانی یا یه زن افغان بهتره ولی اعتقاد من اینه که نه! اونم هنوز به دید یه زن بهش نکاه میشه .شاید چون زیاده روی و افراط  اونا یه چورایی تو یه سری مسائل هنوز باعث نشده که ریشه این دید بخشکه . واقعافکرش برام درداوره که من یه عنوان یه دختر باید بشینم و منتظر باشم تا انتخاب بشم  از طرف یه نفر دیگه فقط برای اینکه قانون زندگی و فرهنگ ماگفته که من باید در کنار یه مرد قرار بگیرم تا کامل بشم و اینده م  تامین بشه و  خیلی چزای دیگه...

ولی با وجود تمام روشن فکری هایی که مطرح میشه و ازادی هایی که به زن داده میشه و به زن دیگه مثل چندیدن سال پیش نگاه نمیشه و برا اونم ارزش  و احترام قائلند و اینکه دیگه جایگاه یه زن یا یه مرد تو جامعه برابره و از این حرفا کعه معتقدم که اینا هم تنها  شعاره چیزی که ما ادما خیلی خوب بلدیم از خودمون در بیاریم و تو گوش  ملت بخونیم .من زن هر چند هم تحصیل کرده هر چند هم مطرح و فعال تو جامعه هر چند هم یه ادم مستقل ولی با همه این حرفا اگه ازدواج کردم میشم زن همسری که با تمام وجودم بهش علاقه پیدامیکنم و دوستش میدارم و حاضرم هرکاری براش بکنم تازندگی راحت و خوبی داشته باشه در کنار من. میشم زنی که از خیلی از خواسته هاش با میل خودش میزنه تا فقط رضایت شوهرش داشته باشه .از هر چیزیکه بخواد براش کم نمیذاره  .حتی رنگ لباس  و مدل مو و فلان فلانشم میشه همونیکه طرف دوست داره . ولی اگه زن بیچاره  مثلا یه بیماری  سخت گرفت و افتاد گوشه بیمارستان بعد از چند ماه  همه چی خسته کننده میشه و تحمل مرد کم میشه( البته در مورد همه مردها هم اینطور نیستااااا) واز فکرش میره که یه این زن کیه و کی بوده و ....... دنبال یه ... میره ( این مورد خودم هم دیدم و هم از زبون یه زن شنیدم که زن بیچاره بیماری  msداشت و بستری شده بود و از نامردی شوهرش گفت .... ) یا میشه مادر بچه ها که واقعا با سختی 9ماه بارداری و درد و سختی زایمان و بعد از زایمان و همه اینا رو به جون می  خره چون داره ثمره به قولی عشقشون پرورش میده و بزرگ میکنه .مهر مادری تجربه می  کنه .تجربه مادر بودن که خودش دنیای ناشناخته ای ... ولی همین زن اگه نتونه باردار بشه ارزشش کم رنگ میشه همین مادر اگه بخواد سرپرستی بچه ش بگیره موقع طلاق چه موانعی که نباید طی کنه و  چه حقایی که تو این زمینه از مادرایی خورده نشده ..

اگه همین زن بخواد  تحصیل  یا کار کنه باید مطابق با نظر شوهرش باشه و رضایت اونو داشته باشه همونطور که وقتی خونه پدریش بود باید رضایت پدرش میداشت و...

فکر میکنم زن جامعه ما هنوز هم از خودش ازادی نداره و شاید فقط  ازادی ظاهری داشته باشه اما وقتی بخوای جزییات تو زندگی ببینی متوجه میشی  که این فقط یه ازادی نسبیه که اونم  در طول زمان بدست اومده با کارایی  که انجام شده با رشد افکار و خیلی مسائل دیگه ولی خوب اگه بخوای منصفانه باشه حرفام باید بگم که هستند خانم هایی که زندگی می کنند و ازادند از هر لحاظ. زنایی که میشه بهشون بالید و هستند مرد هایی که واقعا فکرشون بازه و این حرفایی که زدم در موردشون صدق نمیکنه .

..........................................................................................................................................

سر کلاس ICu استاد هاشمی نیا بودیم و کلاس جو همیشگی داشت همه داشتند به بی مزگیا و شوخی های همیشگی استاد و یکی از بچه ها گوش میدادند و چیزی هم به رو خودشون نمیاوردند  که بچث کشید به سمت میزان خودکشی و امار وارغام که یکی از پسرا گفت این امار بین خانم ها بیشتره .

استاد فقط یه جمله در جوابش گفت:

به این فکر کن که شاید این به این دلیله فشار هایی که ما به اونا می یاریم...

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 23:36 توسط بهناز| |


Design By : Night Skin