درد دل یه ...
بیشتر از هر وقت دیگه ای احساس می کنم که چقدر نیاز دارم که تنها باشم..... تنها کنارساحل دریا بشینم و به دور از این مردم و به دور از این دنیا غرق بشم تو تماشای دریا و نگاهم سیراب کنم از لذت بازی کودکانه امواج از تلاطم امواج و یکی بشم با سکوت پر هیاهوی دریا. سکوتی که از جنس سکوت نیست سکوتی مثل حرف های نا گفته... اونقدر بشینم و نگاه کنم تا یکی بشم با بی نهایت دریا.تا یکی بشم با غروب دریا... اونقدر فریاد بزنم تا دریا شرمسار بشه از خروشیدن وفریاد ... اونقدر ببارم و قطره های اشکم ییشکش دریا کنم تا باورم کنه مثل مادری که در اغوش گرفتن فرزندش ارزوشه .اغوشه سردش برام باز کنه ... اما ای دریا شاید حتی تو هم بیگانه باشی با من چون تو ازادی چون تو انسان نیستی ...
| Design By : Night Skin |


