درد دل یه ...
دیدی بهناز چه زود گذشت ؟؟ سال عجیبی بود. سالی متفاوت .سالی که لحظه لحظه ش برام خاطرس. خاطراتی که باعث شدن متفاوت زندگی کنم و سعی کنم که متفاوت تر باشم . زندگی کنم چون بهانه ای برای زندگی دارم و باید زندگی کنم ... موقع سال تحویل حس عجیبی داشتم . حسی مثل ترس. اره میترسم .. . از این سال ۸۸ میترسم .سالیه که خیلی چیزا برام توش نقش میبنده و باید که براشون تلاش کنم تا به همشون برسم .اون طور که میخوام برسم ...
خوب اینم یه سال دیگه ....
نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388ساعت
16:46 توسط بهناز| |
| Design By : Night Skin |


